
مردمداری در منظومه فکری دکتر حمید نطقی و سایر اندیشهورزان حوزه ارتباطات در ایران، مفهومی بنیادین و فراتر از رفتارهای نمایشی یا تشریفاتی است. مردمداری به معنای واقعی، یعنی «با مردم بودن»، «برای مردم بودن» و «در خدمت مردم بودن». این اصل اخلاقی، اگر در هسته روابط عمومی قرار گیرد، سازمان را از یک نهاد بسته به یک موجود زنده و مردمی تبدیل میکند که با جامعه زندگی میکند، از آن یاد میگیرد و به آن پاسخ میدهد.
۱. با مردم بودن: ارتباط حضوری، نه فقط نمایشی
«با مردم بودن» یعنی حضور واقعی در کنار شهروندان، در کوچهها، محلهها، در بحرانها و در امیدها.
۲. برای مردم بودن: مأموریتی فراتر از تبلیغ سازمان
روابطعمومیهایی که فقط بهدنبال وجههسازی یا توجیه ناکارآمدی هستند، معمولاً در نگاه مردم بیاعتبار میشوند. اما روابطعمومیهایی که مأموریت خود را خدمترسانی واقعی به مردم میدانند. در این رویکرد، روابطعمومی سخنگوی مردم در درون سازمان است، نه صرفاً سخنگوی سازمان در برابر مردم.
۳. در خدمت مردم بودن: پاسخگویی، تسهیلگری، شفافیت
مردمداری بدون پاسخگویی واقعی معنا ندارد. این همان مفهوم عمیق مردمداری است: خدمت واقعی و مؤثر.
۴. شریک شدن در درد و شادی مردم: از همدردی تا همبستگی
مردمداری یعنی روابطعمومیها در سوگها، شادیها، بحرانها و مناسبتها کنار مردم باشند، نه از بالای برجهای شیشهای. نمونهای موفق از این رویکرد، کمپین «با هم برای هم» توسط روابطعمومی سازمان انتقال خون بود که در دوران کمبود ذخایر خونی، از طریق قصهگویی انسانی، دعوت به همدلی، و انتشار داستان نجاتیافتگان، مشارکت گسترده مردم را جلب کرد. این شکل از ارتباط، پیوند احساسی میان نهاد و مردم ایجاد میکند و روابطعمومی را به بخشی از بافت اجتماعی بدل میسازد.
۵. روحیه و خصایص مردمدارانه: سرمایه نرم سازمان
صداقت، فروتنی، صبر، گوش دادن فعال، احترام متقابل و امیدآفرینی از جمله ویژگیهایی هستند که به روابطعمومیها شخصیت انسانی میبخشند. روابطعمومیهایی که پرسنل آن نهفقط مهارت رسانهای، بلکه خصایص اخلاقی دارند، بیشتر در دلها جای میگیرند.
۶. نهادینهسازی مردمداری در ساختار روابطعمومیها
مردمداری نباید در حد شعار باقی بماند. ساختار روابطعمومیها باید واحدهایی مانند «واحد ارتباط با شهروند»، «اتاق شفافیت»، یا «کمیته همدلی سازمانی» را شامل شود.
۷. مردمداری و روابطعمومی بحران: صداقت، سرعت، حضور
در بحرانها، مردمداری به شکل واقعی محک میخورد. مردمداری در بحران بهمعنای «فرار از مردم» نیست، بلکه «رفتن به دل مردم» است.
۸. مردمداری در برابر عوامفریبی و نمایشیبودن
تمایز مهمی میان مردمداری و عوامفریبی وجود دارد. مردمداری اصیل، صادقانه، شفاف و مستمر است، اما عوامفریبی، کوتاهمدت، احساسی، یکسویه و دروغین. مردمداری یعنی واقعیتگرایی همراه با احترام به شعور عمومی.
۹. پیوند مردمداری با توسعه پایدار و سرمایه اجتماعی
روابطعمومی مردمدار، سرمایه اجتماعی میسازد. این سرمایه در بلندمدت، سازمان را در برابر بحرانها مقاوم، در برابر تغییرات انعطافپذیر، و در برابر افکار عمومی پاسخگو میسازد.
خلاصه اینکه مردمداری در روابطعمومی ایران باید به یک اصل حرفهای و راهبردی تبدیل شود، نه صرفاً یک شعار اخلاقی. روابطعمومیها در هر سطحی، با پذیرش مسئولیت انسانی خود، میتوانند پل میان سازمان و جامعه باشند؛ پلی از جنس همدلی، خدمت، و صداقت.
انتهای پیام/
